لبخند معجزه ای برای با هم بودن...
.
وقتی تو پیروز میشی من با غرور به همه میگم : اون دوسته منه ها... اما وقتی میبازی کنارت میشینم دستتو میگیرم و میگم : من دوسته توام... +چه خوبه یاد بگیریم حسادت بده... +چه خوب بود اگه میشد خودت همدمه خوبی واسه خودت بودی... +شرمنده که سلام نکردم... +اصلا حسه نوشتن ندارم یه جورایی شدم که هنوز نکشفیدم چرا؟!! +از بودن لذت ببرین +به به قالبه نو ....نه بخاطره قشنگ شدن ..صرفا محضه تنوع خوبین ؟خوشین؟؟سرحالو شاداب هستین؟؟؟!! خدارو شکر (هرکی بلده خاله شادونه ای بخونه) دیدین بعضی ازین این ادما کمر به قتله هرچی امیده بستن؟؟!!(امیدواریو میگم نه امید اقا) همینجور تو لحظه های قشنگه زندگی حال میکنن یه ضده حاله اساسی بشن واسه خودشونو دوروبریاشون....با جملاتی مثه : آخرش که چی؟؟!! از کجا معلوم کاسه ای زیره نیم کاسه نباشه؟!! یا جملاته دیگه ای با این مفهوم....خلاصه که این جور ادما یادشون میره که زندگی انقده است و خیلی زود اخرش میشه و در نهایت بزرگی هست که میگه : به پایان فکر نکن اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ میکند .بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست ماننده آغاز... +هروقت خودم مثه اون جور آدما میشم این جمله خیلی آرومم میکنه.. +به جانه شما نباشه به جانه خودم (صرفا به خاطره اینکه از سر راه نیاوردمش بیامو به همه سر بزنم ولی سیستمم خرابه.. +شادو پر انرژی باشین چند وقت نبودم چون سرم شدیدا شلوغ بود...ساله پدربزرگم بود اخه..انقده از غمو غصه گفته بودم که دیگه نمیخواستم چیزی راجبه سال بنویسم اما یکی از جوونای فامیل متنی برای اون روز سر خاک نوشته بود که حیفم اومد ننویسمش..اول ۲تا خواهش :۱.اگه حوصله ی کامل خوندن دارین بخونید. ۲.بعد از خوندن این ۲ یا ۳ خط چند ثانیه فاصله بندازین. (( به نام نامی مهر افرین مهربان)) بانگ فرا میدادیم و بر عرش آسمان نهیب میزدیم.های های مارا چرا نمیشنید؟؟قافله سالار بی رحمانه میتازید و میرفت. ساربان زجه ها را نمیشنید.کاش کسی بود به او میگفت آهسته تر.. آری داشت آرامه جانی را میبرد.... حقیقت سفر تلخ.ما فرورفته در اندوه دل خود.ماتم زده از درد دلتنگی.او پر از امید و انتظار دیدار معبود. زخم دل را مرهمی نبود .اما اگر نگاهت را از زمین پس میگرفتی و دور دست آسمان را نظاره میکردی تسلی را می یافتی.. همان لبخند همیشگی بر گوشه ی لبانش و چهره ای پر از متانت و آرامش.. ختم کلام فرموده ی خاتم الانبیاء (ص) : مسلمان را از مرگ بیمی نیست. عاشقان دقایق و ساعت ها و روزهارا شمردند تا امروز که یک سال خورشیدی از وداع همیشگی میگذرد ولی هنوز داغ فراق کم نشده .امروز برایمان روزه بزرگیست چون باز هم شما با قدومه مبارکتان میهمانی ترتیب دادید که او هم در اینجا حاضر.بیدار و هم بزم شماست... گوش کنید با شما سخن میگوید ... چشم باز کنید نگاهتان میکند... و احساس کنید میفشارد دستانتان را... پ.ن : مرسی از نویسنده" نیما نهاوندیان " که اجازه داد متنشو در وبلاگم بنویسم ...و مرسی از شما که واسه آمرزشه همه دعا میکنین. پ.ن۲: معذرت اگر اشکالای نگاریشیم زیاده خیلی حسه اصلاح نداشتم..فعلا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
)دوس دارم زود زود
فعلا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

