تبليغاتX
لبخند معجزه ای برای با هم بودن... - پیش پیش مبارک:)


لبخند معجزه ای برای با هم بودن...

.

سلام .

          خوبین؟؟؟خوشین ؟؟؟خونه تکونیا تموم شده که ایشالا؟؟!!خب خسته نباشین...

انقده دلم میخواد بیام آپ کنم ولی ماشالا خطوطه تلفن ادمو از رو میبرن......

چه خوبه بیشتره مردم منتظره ساله نو ان ...دنباله خرید...وسایله سفره هفت سین ....

    خدارو شکر که باز لااقل این بهانه هنوز هس واسه خوش بودن.....قطعا تا ساله دیگه نمتونم بیام آپیدن پس پیش پیش

میگم  ساله نو همتون مبارک از ته ته قلبم امیدوارم که یه ساله خیلی خوب پر از شادی و اتفاقای خوب در انتظارتون

 باشه...

یه چیزی بگمو رفع زحمت کنم ...

سره کلاس زبان اقای فلانی (یکی از شاگردا)راجبه ادیسون کنفرانس داش (با این توضیح که هیچی از زندگی خصوصیش

نگفت )وقتی تمومید :

استاد :کسی سوال نداره؟؟

من : ??Did he get married

اقای فلانی در حالیکه بهت زده شده بود و به دوستاش نیگا میکرد :N....o no single

من که نگاهم پرسشگرانه بود که چرا اقاهه انقد متعجبه ایشون فکر کردن که من نفهمیدم واین بار به فارسی گفت :

من نه .من مجردم

اونجا بود که تازه فهمیدم ایشون  he  رو you شنیدن

بنده ی خدا با خودش فکر کرده بود که این دختره نتونسته خودشو کنترل کنه و جلو جمع میخواسته بدونه من زن دارم یا نه

اطلاع دارین که تنها دختره کلاس اینجانبم شانس اوردم استادمون خانم بود و سوالمو درس شنیده بود

قصه ی ما به سر رسید امیدوارم اقا کلاغه به یمنه ساله نوعی به خونش برسه.....

خوب دوستای گلم عیده امسال یک نکته ی تلخ و یک شیرین داره ...

اول شیرین :اولین سالیه که وبلاگ دارم و دوستای خوبه وبلاگی...

و تلخ :اولین سالیه که پدر بزرگم  (که برام مثه پدر بود) نیس و خوب خیلی دلم گرفته این روزا الهی که خدا همرو بیامرزه.. 

و اما در اخر مرسی از همه ی اونایی که لحظه ی سال تحویل منو یه کوچولو دعا میکنن من به شخصه به یاده همه هستم

الهی که همه دعا های قشنگتون مستجاب شه بسیار زیاد دوستون دارم...

                                     پس فعلا تا ساله دیگه اگه عمری بود خداحافظ

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 0:36 توسط مهسا| |


Design By : Night Skin