لبخند معجزه ای برای با هم بودن...
.
یه مادر کناره ویلچره بچه ی معلولش با بغضی مادرانه میگفت : خدایا راضی ام به رضایه تو... یه پیرزن با کمری خمیده لابه لایه جمعیت دعاش عاقبت به خیری جوونا بود و از امام رضا شفاعت میخواس... و داستانی بود پشته زمزمه های تک تکه ادمایی که از کنارت رد میشدن..... پ.ن: جایه همتون خالی.به یاده همه بودم ..... دکتر شریعتی : خدایا در برابر هر انچه انسان ماندن را به تباهی میکشاند مرا با نداشتن و نخواستن رویین تن کن. پ.ن۲:خوبو خوشو شاد باشین .فعلا ![]()
| Design By : Night Skin |

